تبليغاتX
ققنوس
حرف آخر این خانه: آیدای ناتمام! شنبه نوزدهم خرداد 1386 19:20;

این خانه یک ساله شد و من درست در یکسالگی اش مجبور به اسباب کشی شده ام به خانه ای دیگر! (امان از تیغ اخته سانسور!)

اما حالا که هوای کوچ به سرم زده، دلم میخواهد آخرین حرف این خانه تو باشی!

می دانم که میخوانی مرا... بی آنکه نشانه ای از خود بگذاری...

به آشیانه یاران شبانه می آیی

تو ای چراغ چرا غائبانه می آیی؟!

 

آیدای ناتمام...

شروع شور انگیزی داشت شادیمان

در آن صبح آغازین

که چشم گشودیم بر عشق

تا یکی شود اندوه دو جهان!

و چشم بستیم بر خویش

تا آواز یک حقیقت باشیم!

من شاعر چشمهای سبز جنگلی ات باشم

و تو: آیدای مهرداد!

اما دریغ...

پنجه ی شاهین تقدیر

پر زورتر از دستهای کوچک ما بود!

تا من

از بلندای غزل به مرثیه بپیوندم

و شاعری باشم

سرخ از هیجان  یاد تو

تا کاغذ از قلمش آتش بگیرد و شعرش ناقص بماند!

آیدای ناتمام من...

من هیچوقت شاملو نخواهم شد!

 

;
نوشته شده توسط مهرداد رحيمي | موضوع: | لینک ثابت |


 
Copyright © 2006 - Site bus: مهرداد رحيمي & Designer: medsh